14  چاپ

تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394 در ساعت 13:36

این روز ها پر و خالی میشم از حس های متفاوت بااینکه ادم ارومی هستم و همیشه سعی میکنم همه چیزو با ارامش حل کنم و سعی کنم بگذرم از خیلی چیزا با اینکه شاید به نظر بعضیا این گذشت من به حساب خیلی چیزا دیگه گذاشته شه.

دیشب حامل خبر زنگ زد و موردی برای ازدواج به من معرفی کردکه خیلی خیلی ناراحت شدم و بهش توضیح دادم که من چ جایگاهی دارم و به طرف بفهمون حد خودشو بدونه(من ادم خاصی نیستم ولی لازم بود یه سری چیزا رو یاداوری کنم که فکر نکنه چون ارومم و به قول بعضیا خاکی ام هر کی هرچی خواست بگه بهم ) و کلی صحبت کردم از اینکه چه جامعه ای داریم و به هیچ کس اعتماد نیومده و از یهورم هر کاری کنه ادم انرژیش به زندگی خودش بر میگرده

دیشب تا صبح نخابیدم فکر و خیال ل ل

صبح که بیدار شدم پر از خشم بودم

تو راه اداره دلم میخاست بزنم یکیو له کنم

رسیدم اداره وبلاگمو باز کردم دلم میخاست گریه کنم

کمی گذشت دستام میلرزید دلم گهواره بچگی میخاست

بعد حس میکردم دلم میخاد بترکه از اینکه کسی نبود که باهاش حرف بزنم و بگم ناراحتیمو.من همیشه همه چیو به مامانم و خواهرم میگم ولی اینبار دلم نمیخاست ناراحت شن و غصه مشکلات تنها بودن منو بخورن

صورتی جان هم که اصلا نمیشه بهش بگم این چیزارو میکوبه از تهران میاد

ساعت ده حامل خبرزنگ زدو من همه ناراحتیمو گفتم و یکبار از قالب دختر خوب صبور بودن اومدم بیرون و گفتم اون بی شعور بود شما چرا اومدید گفتید به من کلی عذر خواهی کرد و معذرت خواست و منم گفتم میخام برم بدم لهش کنن یا شیشه مغازشو خورد کنن یا.......... کلی دختر وحشی درونم فعال شده بود کلی حرف زدحرف زدم توجیه کرد جوابشو دادم و گفتم برو بهش بگو من ایده ال ترین پسرا رو نمی بینم دور و برم اون چطور به خودش اجازه داده (طرف مورد داغون)

بعدش دلم خنک شد

نظرات (3)
یک وقت هایی واقعا لازمه آدم بزنه به کولی گری.
دوست خوبم:

اگر پیشم بود لهش میکردم.نانچیکومو در می اومدم میچرخوندم می کوبوندم تق ق .
خودتو ناراحت نکن عزیزم.آروم باش....بعضیا اینجورین دیگه!
منم یه برادرشوهر دارم36 سالشه و دیپلمم نداره و سربازیم نرفته و آداب معاشرتشم زیر خط فقره!!!کارم نمیکنه و فقط پولشو گذاشته بانک و سودشو میگیره!اونوقت مادر شوهرم,واسش خواستگاری هرکسی هم نمیره و کلی شرط و شروط میذاره که دختره باید سنش زیر 25سال باشه,کارمند باشه,خانواده اش کم جمعیت باشه,خوشگل باشه,وضع مالیشونم خوب باشه!!!!!!!!!مملکت نیست که,دیوونه خونه اس..
دوست خوبم:
اره آقایون اعتماد بنفسشون که چه عرض کنم خودشون چسبیدن به سقف
عههه حالا اون یه شکری خورد سارا تو چرا انقدر ناراحت شدی دختر!
دوست خوبم:
اخه ایشون و خانوادش خیلی برای یه مشکلاتشون به من زنگ زدن و بخاطر وقعیت کاری م من خیلی کمکشون کردم دیگه به هیچ کس نباید کمک کرد.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.