X
تبلیغات
رایتل

21  چاپ

تاریخ : شنبه 3 مرداد 1394 در ساعت 09:36

یه ویژگی خاصی که من دارم و خوب نیست اینهکه میدونم یه کاری رو باید انجام بدم ولی تا نرسه با تایم نود انجامش نمیدم وانرژی ندارم تا برسه دقیقهنود

اینو از بچگی باهام بود دوران مدرسه هم همین طور موقعی که میخاستم یه ازمون شرکت کنم میزاشتم مثلا امروز اخرین مهلتشه ساعت ده شب شرکت میکردم

کنکورم همین طور ی شرکت کردم حتی همین ازمون استخدامی که الان باهاش مشغول کارم هم تا 12 شب وقت داشت و من ساعت 12 شروع کردم

و چون معمولا نصفه شب نمیبندن سامانه رو ثبت نام انجام شد البته بوده مواقعی هم که خیلی سیستم ارور داده و اذیت شدم و یا حتی یه بار یه مقاله میخاستم بفرستم انقد گذاشتم زیر سرم تا 12 شب که رفتم ثبت نام کنم سامانه ارور داد بعدم بسته شد حالا من یه هفته ده روز رو مقاله کار کرده بودم

یه خصوصیت دیگه ای که دارم اینه که evening person ام یعنی تا عصر نشه من حس و حال و تمرکز لازمو ندارم

به جاش مثل چکاوکان یاmorning personها صبح های زود از خواب بیدار میشم و نمیتونم زیاد بخابم صبحا

با همه این تفاسیر دیروز که مثلا جمعه بوده و من میدونستم که بایدهال رو خالی کنم تا سرامیک بشه دو طبقه باهام. سرامیک کار لج کرده اگر یه روز هر دورو سرامیک نکنم نمیام و من باید همه چیو میبردم تو راه پله ها و کاناپه ها رو هم تو اشپزخونه صبح بیدار شدم زود رفتم نون سنگک گرفتم صبونه خوردم استه استه کار کردم اول ناهار پختم و ظرف شستم بعد لباسرو شستم چون ماشین رو جاشو عوض کردم و جمع کردم برای اسباب کشی بعد نشستم جلو تی وی و میدونم که خیلی کار دارم ولی باز با خونسری تی وی میبینم بعد یه چرتی زدم و از6 عصر شروع کردم به بسته بندی مگه تموم میشددددددددد

تا 1 شب که تنی هلاک خوابیدم

در مرود اسباب کشی هم من 4 ساله مشهدم و در این 4 سال 7 بار اسباب کشی داشتم از یه ماه بگیر تا سه ماه بس که خوش شانس بودم

یه جا صابخونه الزایمر گرفته بود و روانی شده بود(دومادش چک ضمانتو میلیاردی وام رو پرداخت نکرده بود اینم ضامن) و مشکل ساز برای همسایه ها و شبا می اومد کنتورای برقو قطع میکرد

یه جا صابخونه خانم بود وقتی من نبودم با کلید یدک می اومد خونه منو میگشت و وقتی من میرفتم خونمون با قیافه حق به جانب شر به پا میکرد که چرا منو تنها میزارید در حالی که من کرایه خونه میدادم و دوس داشتم هر جا میخام برم

یه جا چاه فاضلاب مجتمع از خونه من زد بیرون و وقتی از خونمون برگشتم با فاجعه روبرو شدم

یه جا هم همسایه کناری موجب ازار و اذیت بود روزا خواب بودن شبا بیدارجالبه کار هم نمیکردن بیکار زن و شوهرو بچه ها

حالا این خونه فعلی پارسال بودم خونه خوبیه امسال تمدید کردم فقط از طبقه بالا میام به ططبقه دوم

اما نفس گیره ولی میدونم که این هم میگذره


نظرات (6)
کجایی دختر؟اسباب کشی کردی؟بیا بنویس...
دوست خوبم:
سلام اره
تمام تنم درده
منم دقیقه نود کار میکنم اصلا بعد از ظهر تا نصف شب کار کردن یه حال دیگه ای داره ...
اصولا صبح تا بعداز ظهر کارهای خونه و همسر رو انجام میدم بعداز ظهر تا نصف شب واسه خودم حال میکنم .کتاب میخونم ، موزیک گوش میدم ...
چقدر اساس کشی کردیاااا ما در طول 4 سال سه بار اساس کشی کردیم ...
جدا صاحبخونه میومده توی خونتون گشت میزده ؟؟ خب قفل در رو عوض کنید دوباره که خواستید برید یه خونه دیگه همون قفل رو بزارید. اصلا به حریم خصوصی اعتقاد داشته؟!
دوست خوبم:
بعداز اون ماجرا یه قفل کامپیوتری خریدمو باخودم میبرم.نه ایشون حس میکرد چون صاحبخونس صاحب مستاجرا ها هخم هست
نمی دونم سارا ... فکر کنم مورنینگیم اما مشکل موتور داریم. طول می کشه تا موتورمون گرم بشه.
دوست خوبم:
پس موتورمون نیاز به روغن کاری داره
باید با افتخار بگم که منم دقیقه نودی ام سارا
هیچوقتم درست نمیشم خودم می دونم
دوست خوبم:
بیا بغلم
حالا من برعکس تو,اگه قرار باشه کاری رو انجام بدم,تا تمومش نکنم آروم نمیشم!یعنی تو زودترین زمانی که بتونم انجامش بدم,میدم.البته این شامل کارای روتین خونه نیستا...اونا رو هروقت حالشو داشتم انجام میدم!
پس معلومه تو خونه شانس نداری!حالا خوبه این جای آخری خوب بوده.سخته اینقدر تند تند اساس کشی کردن!
دوست خوبم:
چه خوبی تو
یه جورایی دیگه عادت کردم به اسباب کشیو سلب اسایش
بعد از یه ورم تنوع طلبم اگر دوروز تو ارامش و روتین باشه زندگیم از سر بیکاری تغییر دکور میدم
این کله سحر بیدار شدن و بعد مس مس کردن تا عصر را من هم دارم.
دوست خوبم:
به نظرت ما مورنینگ پرسونیم یا ایوینینگ؟
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.