5 شنبه س من دلم میخاد برم خونمون اما نمیشه
راه دوره و هوا گرم.مشهدم که هیچ دلخوشی برام نداره
الان جلسه دارم باید برم و بعدشم که تعطیل و فردا باید بشینم مثل یه کوزت خوب وسایلارو جمع کنم که اسباب کشی کنم هفته دیگه به طبقه دوم
10 شبه راحت نخوابیدم و همش کابوس میبینم و صبحا سر دردم اما میدونم خدا دستمو گرفته داره تاتی تاتی میبره تا بزرگ تر شم
وووووووی اسباب کشی ... خدا صبرت بده.
من تازه اساس کشی داشتم، خیلی بده....
دعا کنیم همه بی خونه ها صاحب خونه شن
واااای اسباب کشی بدترین کار دنیاس!!!البته وسیله های زندگی مجردی زیای نیست که خیلی سخت باشه.چون خودمم مجردی زندگی کردم,میگم.ولی به هرحال جمع کردن و پهن کردن همون چهارتا دونه هم کلافه کننده است!
اما چون از طبقه چهار میام به دو و تو یه ساختمونه و زمان هم دارم به نظرم سخت نباشه ولی تصور جابجا کردن کاناپه هام خیلی رعب اوره