18

دیروز عصر رفتم پارک ملت با دوستم ورزززش هوا بسیار عالی

صبحم مبحم می اومدم هوا خنک و بسی لذت بردم

یک وقتهایی هست که حس میکنم باید برم دور بایستم و زندگی خودمو به عنوان شخص سوم ببینم و تصمیم بگیرم و قضاوت کنم


ترانه ترکی

کوچه لره سو سپمیشم
یار گلنده توز اولماسون

ائله گلسین ائله گئتسین
آرامیزدا سوز اولماسون

ساماوارا اوت سالمیشام
ایستیکانا قند سالمیشام

یاریم گئدیپ تک قالمیشام
نه عزیز دیر یارین جانی
نه شیرین دیر یارین جانی

کوچه لره سو سپ میشم
یار گلنده توز اولماسون

ائله گلسین ائله گئتسین
آرامیزدا سوز اولماسون

دانلود با صدای رشید بهبودف

دانلود با صدای رحیم شهریاری


ترجمه:
کوچه را آب و جارو کرده ام
تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد
طوری بیاید و برود
که هیچ حرف و حدیثی در میان نماند.
سماور را آتش کرده ام.
قند در استکان انداخته ام.
یارم رفته و من تنها مانده ام
چه قدر خاطر یار عزیز است.
چه قدر خاطر یار شیرین است.
کوچه را آب و جارو کرده ام
تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد
طوری بیاید و برود
که هیچ بگو مگو یی میان ما در نگیر

عشق

عشق گر خواهی بباید
خویش را شیدا کنی
خویش را باید بسوزی
عشق را پیدا کنی
دردها باید کشیدن
رنج ها باید چشیدن
خویش را باید بسوزی
عشق را باید بسازی
من پیام آورده ام
ای مردمان عاشق شوید
من نه فرعونم نه موسی
من نه زرتشتم نه عیسی
من نه در غارم نه در مسجد
نه معبد نی کلیسا
از شمایم مردمان ، عاشق شوید

18

5 شنبه عصر با داداشم رفتیم نهنگ عنبر رو دیدیم قشنگ بود .به نظرم وقتایی که از گذشته ارژنگ نشون میداد و جوونیاش ریزه کاری های زیادی به کار برده بود مثل مانتو آستین چین دار رویا جوشای رو پیشونی رویا همه اینارو باید تو اون دهه زندگی کرده بودی تا میخندیددددی بیشتر

بعدش رفتیم پارک ملت دوساعتی نشستیم اما من داشتم از تشنگی شهید میشدم و برگشتیم خونه و نشد بریم شام بیرون و وقتی رسیدم خونه دیگه نمیتونستم بلند شم جمعه لنگ ظهر از خواب بیدار شدیم و جمع و جور کردیم و رفتیم ماشین سوار شدیم به سمت شماااااااال کشور وسط راه اینقد هوا خنک شد وبارون بودو تگرگ که حالمون جااومد و وقتی رسیدیم اینقد خنک بود اونجا که حد نداشت

افاطری رو تو حیاط طبق معمول خوردیم حیاط ابپاشی شده باغچه با گلای شمعدونی و حسن یوسف پر شده بود از حس های خوب تو حیاط شب خوابیدم اما یخ زدم با پتو اونم اینقد که هوا خنک بودد

جمعه هم به بساط کبابو ماهی دودی تو حیاطمون راه انداختیم عصرم خیاطی کردم و با مامانم حررررررف زدم(قسمت خوشمزه ماجرا)

شنبه هم یه سر رفتم به خاله م و دختر خاله م که اومده بود زدم هوا این چندروز خنک و عالی بود

دیروزم عصر برگشتم و رسیدم به هوای گرم و الوده مشهد