-
77
شنبه 24 بهمن 1394 10:41
عنوان منو یاد خاطره ای انداخت سال 77 بود یه برنامه میداد ف ف مجریش بود بعد قرار بود روز 7/7/77 یه برنامه ویژه داشته باشن من نوجوون بودم و خیلی روزشمار ی میکردم برای اون روز.اون روز تی وی ما خراب شد ومن مجبورم شدم نصه نیمه برنامه رو ببینم و این شد برام یه تجربه که اگر خیلی منتظر یه روز باشم ممکنه عواملی پیش بیاد و من...
-
76
دوشنبه 19 بهمن 1394 12:09
من خوبم دارم روزهای خوبی رو میگذرونم حس ته نشین شدن احساسات و عمیق بودنشون خیلی خوبه هنوز خودم با خودم در حال مذاکره ام هوا بسیار بهاریه و من دلم همش در در میخاد اما پایه ندارم منتظر بهارم وای اردیبهشت کی میرسی ی ی
-
75
شنبه 10 بهمن 1394 08:42
هوای مشهد برفی بود پنجشنبه و وقتی برف شروع شد رفتم قدم زدن و اعتراف میکنم تا مغز استخونم یخ زد اما چسبید اصن برف ادمو شاد میکنه دیروز رفتم یه عالمه پرتقال خریدم که خشکش کنم و فقط تونستم بشورمش بقیش موند نی نی هم بدنیا اومد و من دوباره عمه شدم درس اصلا نخوندم و عین خیالمم نیست کنکور دادم پشیمونم از ثبت نام
-
74
سهشنبه 29 دی 1394 13:22
چقد زود چهل روز شد. واقعا سال 94 برام خیلی زود گذشت دوباره بحث مرخصی نوروز و تعطیلاته.ما فقط 5 روز اول سالو تعطیلیم.من اصلا از برنامه عیدم بی خبرم.فقط میدونم عروسی داداش او هست تو عید.دیگه نمیدونم چیکار خواهم کرد ولی دلم میخاد چچند روز خونه باشم بخابم بعد برم پارک ملت مینی گلف ف.
-
74
جمعه 25 دی 1394 16:47
معرفی میکنم حیدرخان هستن ایشون اسکی فضایی یا الپتیکال بنده http://s6.picofile.com/file/8233633968/85A_H_FF_1_.jpg
-
68
جمعه 25 دی 1394 13:12
سلام روزجمعتون قرین شادی باشه امروز تا هشت به خواب گذشت بعدم مشغول کارررررم الان یه تایم استراحت بود گوفتم یدسر به اینجا بزنم دلم تنگ شده هفتهدای که گذشت مشغول کار بودم فقط و روزی یه تایمی طبق برنامه زمان بندی با حیدر بودم نتیجش این شد که یک کیلو کم کردم و از اون مهمتر اینکه روحیم خیلی بهترشده ورزش خون تو رگامه. مشهد...
-
72
شنبه 12 دی 1394 22:11
اسم اسکی روگذاشتم حیدر:):) هر روز دارم دو تا ست بیست دقیقه ای با حیدر میگذرونم.فعلا از رفتار حیدر خوشم اومده.... واقعا بدنم احتیاج داره به ورزش خیلی خشک شده.ای لاو یو حیدر
-
70
شنبه 12 دی 1394 10:29
عنوان تقدیم به دهه هفتادی ها از طرف یه دهه شصتی دیشب بارون باریده و هوای مشهد کمی پاک شده امروز ابرای خاکستری نبودن و همه مردم شاد بودن دیروز که همش کوزتینگ ظهرم رفتم دیدن دوستم تو بیمارستان بنده خدا دلش درد میکرد رفته سونو گرافی یه توده 14 سانتی تو شکمش بوده امروز در میارن که بفرستن ازمایشگاه ببینند خوش خیمه یا...
-
69
پنجشنبه 10 دی 1394 08:50
عنوان این پست امروز صبح که می اومدم اداره ابرای خاکستری اسمون مشهدو گرفته بود دلم برای اسمون شهر سوخت چقد تیره شده و دلم برای همه مردم سوخت که از هر طرف تحت فشارن هوا هم همه زورشو زده برای فشار مضاعف روز عید صبح که مشغول کوزتینگ بودم عصرم باهم بودیم و خوش گذروندیم بعدش ورزش کردم راستی اسکیم پیچ و مهره هاش نصب شد و...
-
68
شنبه 5 دی 1394 07:25
بعد از این پست پاشدم تمیز کاری کردم و بعدش رفتیم بیرون و بعد خواب.شنبه خر است
-
67
جمعه 4 دی 1394 14:19
صدای جارو برقی و تمیزکاری از واحد بالا میاد من تنها کاری که کردم امروز صبونه خوردم و سرجام رو تخت دراز کشیدم چه جمعه خوبیه امروزززز.
-
66
پنجشنبه 3 دی 1394 23:08
هلو سلام منو از مشهد درحالی میشنوید که رادیو اوا داره میخونه رحم کن بر دلم که مسکین است... خیلی حس خوبیه گوش دادن به رادیو یاد این یار قدیمیوبراساس مطلب مگی تو وبش،افتادممن سالها پیش روز وشبمو با رادیو سر میکردم و این باعث شده بود اطلاعات عمومیم بره بالا چون رادیو حجم انتقال اطلاعات مفیدش بالاست بعد تو کلاس به من...
-
65
پنجشنبه 3 دی 1394 11:19
وقتی که هنوز نیومده بودم مشهد همیشه میرفتم باشگاه تردمیلم میرفتم با دختر خالم بعدش یه بار پام موند بین دیوار و نوار تردمیل و مفصل پام اسیب دید تا خوب شدم نتیجه استخدامیم اومد و اومدم مشهد دست و پا شکسته ورزش میکردم و نم نم هم وزن میگرفتم 5 کیلو تو این 4 سال زیاد کردم و نگرانم که اضافه وزن پیدا کنم باشگاهم میرفتم و به...
-
64
دوشنبه 30 آذر 1394 12:26
یلداتون مبارک امیداورم هرجا هستید کنار خانواده باشید و شاد دیروز با دوستام رفتیم طرقبه تا عصر اونجا بودم شبم رفتم خونه دوستم دعوت بودم جمع دخترونه بود امروزهم قراره بریم بیرون
-
63
شنبه 28 آذر 1394 08:23
روز سه شنبه خاله م از میون ما رفت تا دیروز مشهد نبودم خیلی سخت گذشت
-
62
دوشنبه 23 آذر 1394 08:53
من برگشتم این یه ماه همکار جدید کنار دستم بود تا کارارو یاد بگیره نمیتونستم بیام بنویسم من خوبم زندگی در جریانه درگیر خالم هستیم که مریضه دیشب اینقد حالش بد بود همه گریه میکردن من هم که دورم فقط تلفنی اخبارو دارم یه استکان گلاب خوردم و صورمم باهاش شستم تا کمی اروم شدم موقع خواب
-
ابان
شنبه 9 آبان 1394 10:42
ابان ماه من است پاییز فصل من است امیدوارم همتون شاد باشید این روزا
-
59
چهارشنبه 6 آبان 1394 12:45
دوست عزیزم مگهان تو وبلاگش از اهنگ حجت اشرف زاده نوشته جالب بود که همدم این روزای من اهنگاشه دلم میخاد این اهنگشو فریاد بکشم پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند ♪♪♪ …………………………. ♪♪♪ او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است...
-
58
دوشنبه 4 آبان 1394 12:41
5 شنبه رفتم شهرستان برای تعطیلات جاده پر بود از مسافر همه داشتن میرفتن انگار سمت شمال ل ل وقتی رسیدم خیلی دلم تنگ شده بود برای خونمون داداشم قد کشیده بود داداش دیگه م هم اومد مرخصی سربازی شادی تو چشمای مامانم بود روز تاسوعا رفتیم خونه داداشم و با برادر زادم کلی خوش گذروندیم عاشورا همش سرخاک بودیم تا ظهر تو امامزاده...
-
پست های رمزی 4تا 2 است
دوشنبه 27 مهر 1394 10:16
-
57
یکشنبه 26 مهر 1394 12:47
-
شین
شنبه 25 مهر 1394 10:51
شین عزیزم ارام باش تا روحش ارامش بگیره ولی تا میتونی گریه کن تا تخلیه شی من وقتی برادرم فوت کردم خیلی گریه کردم و حال درستی نداشتم چند روز اما باعث تخلیه روحیم شداما بعدش ارام تر بودم و برای ارامشش فقط دعا میکردم
-
56
پنجشنبه 23 مهر 1394 08:11
دیشب گوشیمو عوض کردیم سمت چپیه که نوار نارنجی داره واسه منه مبارکم باشه راستی تولدمم نزدیکه هااااااااااا
-
55
چهارشنبه 22 مهر 1394 07:27
نوشتن از او اینجا برایم سخت است او کسی است که تمام قد مایه آرامش دلم شده. هیچ مرهمی شاید برای دل من نباشد اما او خوب بلد است دلبری کند.
-
شعف
سهشنبه 21 مهر 1394 07:29
توت عزیزم تو شادترین و بهترین مادر دنیا میشی خبر نورسیده ت دلمو شاد کرد
-
54
شنبه 18 مهر 1394 12:18
به سرم امد هر ان چه از ان می ترسیدم دیروز عالی بود.
-
53
شنبه 18 مهر 1394 09:08
یک عمر دنبال چه میگشتم در کوچه های بی سرانجامی ؟؟؟ ای دریغ از عمر رفته ای دریغ
-
54
سهشنبه 14 مهر 1394 13:01
مرسی از دوستانی که حالمو میپرسن من هستم و بسیار درگیر فکری ذهنی و کاری برای ارامش همه جونا دعا میکنم باید نوشته ها رمزی شن
-
52
شنبه 11 مهر 1394 11:16
هوای مشهد گرم شده مثل تابستون من هم که ناخوش احوالم دلم جز جز میکنه شبا دستم میزارم رو قلبم تا از تپش زیاد نزنه بیرون خوابم نمی بره گلومم بسته شده هیچی نمیخورم برای ارامش دل همه جوونا دعا کنیم
-
51
چهارشنبه 8 مهر 1394 12:11
یکی بیاد منو نجات بده از زندگی